سنخ نمای مایرز- بریگز یک پرسشنامه خودسنجی است که بر اساس نظریه تیپ¬های روان شناس و روانپزشک سویسی کارل گوستاو یونگ طراحی شده است. نتایج MBTI تفاوت-های با ارزش ما بین انسان¬های طبیعی و سالم را مشخص می¬کند، تفاوت¬هایی که می¬تواند منبع و منشا اکثر سوء تفاهم¬ها و اختلال¬های ارتباطاتی شود.
MBTI در چه مواردی به کار می¬رود؟
بعد از شصت سال تحقیق و بررسی در حال حاضر، مهمترین ابزار اندازه¬گیری برای شناخت و درک تفاوت¬های شخصیت-های سالم سنخ نمای مایرز- بریگز معرفی می¬شود. این پرسشنامه برای مقاصد گوناگونی به کار برده می¬شود:
-فهم بهتر خود و دیگران
– مشاوره ازدواج
– مشاوره شغلي
– کارمند یابی یا انتخاب مدیران
– ایجاد تیم¬های کاری
– آموزش و توسعه مدیریت و رهبری
– حل تعارضات درون سازمانی
– توسعه برنامه¬های درسی و آموزشی و تربیتی
این ابزار صرفا تیپ¬های شخصیتی را شناسایی می¬کند و جنبه تشخیصی و بیماری شناسی ندارد، چون همه تیپ¬ها ارزشمند هستند و هیچکدام بر دیگری برتری ندارد.

گرایش¬های کلی که افراد ترجیح می¬دهند توجه¬شان را متمرکز کنند (درونگرایی یا برونگرایی)
درون¬گرا Introvert (I)
افرادیکه درون¬گرایی را ترجیح می¬دهند، تمایل دارند روی تجربیات و عقاید دنیای درونی خود تمرکز کنند. انرژی و توجه¬شان را متوجه درون کرده و از افکار، احساسات و اندیشه¬های درونی خود انرژی می¬گیرند.
ویژگی¬های اکثر افرادی که درون¬گرایی را ترجیح می¬دهند:
– کشش به سمت دنیای درونی خویش؛
– تمایل به برقراری ارتباط نوشتاری؛
– یادگیری بهتر با تامل و تمرین فکری؛
– علایق عمیق دارند؛
– تمایل به اندیشه و تفکر پیش از هرگونه حرف یا عمل؛
– تودار بودن در خلوت و محرمانه عمل کردن؛
– در خود فرو رفته و اغلب کمرو؛
– غالبا ساکت و منزوی¬اند و متمایل به کارهای فردی یا حداکثر با دو سه نفر هستند.

برون¬گرا Extravert (E)
افرادی که برون¬گرایی را ترجیح می¬دهند، تمایل دارند بر دنیای بیرونی و افراد و رویدادهای خارجی تمرکز کنند. آنها انرژی و توجه¬شان را به طرف خارج معطوف ساخته، از رویدادها، تجربه¬ها و تعاملات بیرونی، انرژی می¬گیرند.
ویژگی¬های اکثر افرادی که برون¬گرایی را ترجیح می¬دهند
– تمایل و توجه به محیط خارج؛
– تمایل به برقراری ارتباط کلامی؛
– یادگیری بهتر از طریق کار عملی و یا بحث و گفتگو،
– گستردگی تعاملات اجتماعی؛
– تمایل به صحبت و واکنش پیش از هرگونه تفکر و تامل؛
– اجتماعی بودن و داشتن رفتارهای معنی دار؛
– پیش قدم در کار و فعالیت و ایجاد روابط.
توضیح:بنابه نظر یونگ، هرکسی استعداد هر دو نگرش را دارد، اما فقط یکی از آنها در شخصیت غالب می¬شود. نگرش غالب پس از آن، رفتار و هوشیاری فرد را هدایت می¬کند. با این حال نگرشی که غالب نیست با نفوذ باقی می¬ماند و بخشی از ناهشیار شخص می¬شود، جایی که می-تواند رفتار را تحت تاثیر خود قرار دهد و برای مثال، یک شخص درونگرا ممکن است در شرایطی خاص، ویژگی¬های برونگرایی را نشان دهد، شاید بخواهد خونگرم¬تر باشد یا جذب فردی برونگرا شود.

کارکرد و روشی که افراد اطلاعات کسب می¬کنند (حس کردن و شهود)
حسی Sensing (S)
افرادی که ترجیح می¬دهند با استفاده از چشم، گوش و دیگر حواس پنجگانه به آنچه که در اطرافشان می¬گذرد پی ببرند. آنها به هر آنچه که در اطرافشان وجود دارد، توجه می¬کنند و به ویژه درباره شناخت حقایق عملی یک موقعیت به خوبی عمل می¬کنند.
– تمرکز بر هر آنچه که واقعیت دارد؛
– اعتماد به تجربه؛
– خواستار دریافت اطلاعات جز به جز (گام به گام)
– ارزش دادن به کار عملی؛
– مشاهده و یادآوری مکرر؛
– توجه به زمان حال.

شهودی Intuiting (N)
افرادی که ترجیح می¬دهند با دیدن “تصویر بزرگ” و تمرکز بر پیوندها و ارتباطات موجود میان حقایق، اطلاعات را درک کنند. آنها ترجیح می¬دهند الگوها را خوب بفهمند و به ویژه در دیدن امکانات جدید (خلاقیت) و روش¬های مختلف کارها، درک و بینش خوبی دارند.
– دیدگاه وسیع؛
– به بینش تخیلی اهمیت می¬دهند؛
– طرفدار استدلال نظری و غیر عملی؛
– راهنمای آینده و به الهامات قلبی اعتماد می¬کنند؛
– از این شاخه به آن شاخه می¬پردازند.
توضیح: یونگ معتقد است حس کردن و شهود از فرایندهای عقل (خرد) استفاده نمی¬کنند. این کارکردها، تجربیات و اطلاعات را می¬پذیرند ولی آنها را ارزیابی نمی¬کنند. حس کردن، یک تجربه را از طریق حواس، دوباره تولید می-کند، به صورتی که یک عکس، یک شیء را کپی می¬کند. شهود به طور مستقیم از یک محرک بیرونی ناشی نمی¬شود، مثلا اگر باور داشته باشیم که کس دیگری با ما در یک اتاق تاریک است، باور ما شاید بر اساس شهود یا گمان ما باشد و نه تجربه و حس واقعی.

کارکرد و روشی که افراد از طریق آن تصمیم می¬گیرند (تفکر و احساس)
تفکری Thinking (T)
افرادی که ترجیح می¬دهند در تصمیم گیری از تفکر استفاده کنند، به نتایج منطقی انتخاب یا عمل توجه دارند. آنها سعی دارند از لحاظ فکری خود را از یک موقعیت جدا کرده و بی طرفانه و به شکل عینی آن را آزموده و علت و معلول را تجزیه و تحلیل کنند.

– داشتن نگرش تحلیلی نسبت به وقایع؛
– حل منطقی مسائل؛
– استفاده از دلایل علت و معلولی؛
– سرسختی؛
– تلاش برای دستیابی به حقیقت غیرفردی و واقعی؛
– منطقی و منصف بودن؛
– مغزشان بر قلبشان حاکم است.

احساسی Feeling (F)
به احساسات دیگران توجه می¬کنند، نیازها و ارزش¬ها را درک می¬کنند، احساساتشان را نشان می¬دهند.
– افرادی با عاطفه و احساساتی هستند؛
– در تصمیم گیری به آنچه دل بر آن گواهی می¬دهد عمل می¬کنند؛
– ملایم، باگذشت و مهربان هستند؛
– فشارهای وارد بر دیگران را ارزیابی می¬کنند؛
– زودرنج هستند؛
– قلب آنها بر مغزشان حاکم است.
توضیح: بنابه نظر یونگ تفکر و احساس، کارکردهای عقلانی هستند که شامل قضاوت کردن¬ها و ارزیابی درباره تجربیاتمان است. با وجود آنکه تفکر و احساس، اضداد هستند، هردوی آنها به سازمان دادن و طبقه بندی کردن تجربه¬ها مربوط می¬شوند. کارکرد تفکر، قضاوت هشیار درباره اینکه، یا یک تجربه درست است یا غلط، درگیر می¬سازد. نوع ارزیابی که بوسیله کارکرد احساس صورت می¬گیرد، بر اساس دوست داشتن یا نداشتن، خوشایندی یا ناخوشایندی، تحریک یا یکنواختی ابراز می¬شود.

گرایش¬های خاص که افراد سبک زندگی خود را مشخص می¬کنند (منضبط و ملاحظه کار)
منضبط Judging (J)
– برنامه خودشان را بطور دقیق مشخص کرده و بر انجام آنها در سروقت تعیین شده پافشاری می¬کنند؛
– طرفدار قاعده و قانون هستند؛
– جهت انجام کارها و جلوگیری از فراموش شدن، آنها را یادداشت می¬کنند؛
– به نظم و ترتیب و برنامه خیلی اهمیت می¬دهند؛
– سبک زندگی آنها ساختاری، سازمان یافته و دوست دارند هر چیزی در جای خود قرار گیرد.

ملاحظه کار Perceiving (P)
– طرفدار زور و اجبار نیستند؛
– انطباق پذیر و انعطاف پذیر هستند؛
– خود را ملزم به انجام کارها در سروقت مشخص نمی-دانند؛
– زندگی خود را با توجه به شرایطی که پیش می آید، تنظیم و اداره می¬کنند؛
– در انجام کارهایی که از قبل انجام نشده یا فعالیت-هایی که به سرعت و واکنش فوری نیاز دارد، موفق هستند؛
– دوست دارند کارها آزاد و قابل تغییر باشد؛
– با فشارهای آخرین لحظه احساس انرژی می¬کنند.
از ترکیب دو گرایش کلی، چهارکارکرد و دو گرایش خاص، 16 تیپ شخصیتی به شرح جدول¬های پیوست بدست می آید: این آزمون برای سنجش افراد 15 تا 65 ساله که دارای حداقل مدرک تحصیلی پایان دوره راهنمایی (سیکل) باشند، قابل کاربرد است.

اعتبار و روایی
اعتبار و روایی آزمون خارجی 75٪ بدست آمده است. اعتبار آزمون فعلی با استفاده از روش اجرای مجدد، بالاتر از 80٪ بوده است، همه عبارات با کل آزمون همبستگی معنی¬دار دارند و بررسی بالینی و مشاهدات روان¬شناختی نیز روایی این آزمون را تائید کرده است.

منابع
1. شولتز، دوان. 1998 نظریه¬های شخصیت. ترجمه یحیی سیدمحمدی 1381. تهران:موسسه نشر ویرایش.
2. مایرز بریگز، ایزابل. آشنایی با تیپ¬های شخصیتی 16گانه. ترجمه دکتر مرتضی ظهرابی. 1382. انتشارات فر دانش پژوهان
3. اینترنت

پرسشنامه سنخ نمای مایرز- بریگزMBTI
هر یک ار عبارات زیر را به دقت بخوانید و مشخص کنید که کدام یک از عبارات شما را خوب توصیف می¬کند. هدف از این آزمون شناسایی ویژگی¬ها و جنبه¬های ترجیحی شخصیت شماست. پاسخ صحیح یا غلط وجود ندارد، فقط صادقانه جواب دهید. تعداد 60 و مدت پاسخگویی 15 دقیقه است.

1) الف- معمولا احساسات و عواطف خود را در خویش نگه می¬دارم.
ب- معمولا احساسات و عواطف خود را با دیگران و به راحتی در میان می¬گذارم.

2) الف- امور قطعی و عینی مهم هستند.
ب- نظریه¬ها مهم هستند.

3) الف- هنگام تصمیم گیری به آنچه که منطق و خرد بر آن حکم می¬کند، عمل می¬کنم.
ب- هنگام تصمیم گیری به آنچه که عاطفه و دل به آن گواه می¬دهد، عمل می¬کنم.

4) مایل هستم انعطاف پذیر باشم و در لحظه¬های آخر تصمیم بگیرم.
ب- مایل هستم همه چیز برنامه¬ریزی شده باشد.

5) الف- کم ولی عمیق
ب- زیاد ولی سطحی

6) الف- واقعیات عینی (آنچه وجود دارد) را مورد بررسی قرار می¬دهم.
ب- حقایق (آنچه که باید وجود داشته باشد) را با قدرت تخیل خود مجسم می¬کنم.

7) الف- قاضی و داور عادل بهتر است.
ب- معلم و مربی مهربان بهتر است.

8) الف- ترجیحا ملاقات¬ها و دیدارهای خود را هرطور که پیش آید و بر اساس موقعیت آزادانه انجام می¬دهم.
ب- ترجیحا دیدار با افراد و وعده ملاقات را از پیش تعیین می¬کنم.

9) الف- کم حرف و محتاط هستم.
ب- توجه دیگران را به خود جلب می¬کنم.

10) الف- اگر معلم بودم ترجیح می¬دادم دروسی را تدریس کنم که واقعیات و امور قطعی و عینی را شامل شوند.
ب- اگر معلم بودم، ترجیحا دروسی را تدریس می¬کردم که حقایق و نظریه¬ها و تئوری¬ها را شامل شوند.

11)الف- قاطع، محکم و استوار
ب- انعطاف پذیر، ملایم و لطیف

12) الف- غالبا انجام کارهای پیش پا افتاده و جزئی را فراموش می¬کنم.
ب- به منظور جلوگیری از فراموش شدن انجام کارها، آنها را یادداشت می¬کنم.

13) الف- در مهمانی¬ها، جلسات و گردهمایی¬ها، منتظر می¬مانم تا دیگران به سوی من بیایند.
ب- در مهمانی¬ها، جلسات و گردهمایی¬ها، من سر صحبت با دیگران را باز می¬کنم.

14) الف- گفتار مشروح و صریح
ب- مفاهیم ادبی

15) الف- برنامه ریزی و آینده نگری
ب- توجه کمتر به آینده

16) الف- معمولا کارها را شروع می¬کنم و حین اجرا به رفع اشکالات اجرایی و تدارک مورد نیاز می¬پردازم.
ب- قبل از اجرای طرح¬ها و کارها برنامه¬ریزی را انجام می¬دهم.

17) الف- دوستان کمتر ولی تماس بیشتر
ب- دوستان بیشتر ولی تماس کمتر

18) الف- واقعی و مشخص
ب- بر اساس قوه تخیل و ذوق

19) الف- منطق و دلیل
ب- احساس و عاطفه

20) الف- در انجام کارهایی که از قبل پیش بینی نشده و یا فعالیت¬هایی که به سرعت و عکس العمل فوری نیاز دارند، موفق هستم.
ب- در انجام کارهایی که بر اساس طرح و برنامه می-باشد، موفق هستم.

21) الف- به طور معمول دوستان کمی داشته ولی روابط صمیمانه¬ای دارم.
ب- به طور معمول با افراد زیادی دوستی و آشنایی دارم.

22) الف- به امور قطعی و مسلم و واقعیات جاری توجه دارم.
ب- به پیش بینی اتفاقات و علل وقایع فکر می¬کنم.

23) الف- مغز من بر قلب من حاکم است.
ب- قلب من بر مغز من حاکم است.

24) الف- معمولا در کارهای روزانه مایلم بر حسب ضرورت¬ها و فوریت¬هایی که پیش می آید عمل کنم.
ب- معمولا در کارهای روزانه مایلم که طبق برنامه عمل کنم.

25) الف- از احساسات و عواطف درونی خود کمتر با دیگران صحبت می¬کنم.
ب- افکار و عواطف خود را آزاد و راحت بیان می¬کنم.

26) الف- کلمه مشخص و دقیق
ب- کلمه تمثیلی و کنایه¬ای

27) الف- آدم منصف
ب- آدم قدردان

28) الف- معمولا کارها را شروع می¬کنم و در حین اجرا به رفع مشکلات پیش آمده می¬پردازم.
ب- معمولا قبل از شروع کارها مقدمات کار را آماده و مشکلات را پیش بینی می¬کنم.

29) الف- کارهای فردی
ب- کارهای گروهی

30) الف- واقعیات (آنچه که هست) و پدیده¬ها
ب- حقایق (آنچه که باید باشد) و ایده¬ها

31)الف- عدل و انصاف
ب- بذل و بخشش

32) الف- تهیه فهرست از کارهایی که باید در روز تعطیل انجام داد را کاری بیهوده و عبث می¬دانم.
ب- تهیه فهرست از کارهایی که باید در روز تعطیل انجام داد را کاری جدی و سودمند می¬دانم.

33) الف- معمولا در مهمانی¬ها و مجالس با شخص یا اشخاصی که از قبل می¬شناسم گفتگو می¬کنم.
ب- معمولا در مهمانی¬ها و مجالس به دنبال اشخاص جدیدی هستم تا با آنها گفتگو کرده و آشنا شوم.

34) الف- دوستان من اکثرا واقع گرا و واقع بین هستند.
ب- دوستان من اکثرا کسانی هستند که قوه تخیل قوی دارند.

35) الف- فردی که با دلایل و استدلال با موضوعات برخورد می¬کند، بهتر است.
ب- فردی که با عاطفه و احساس واقعی و دلسوزی با موضوعات برخورد می¬کند، بهتر است.

36) الف- غالبا خود را ملزم به انجام کارها سروقت معین و مشخص ندانسته و خود را در محدوده زمان مقید نمی¬کنم.
ب- غالبا برنامه خود را بطور مشخص و دقیق تعیین کرده و بر انجام آنها در سروقت مقرر اصرار می¬ورزم.

37) الف- آرام و کم صدا
ب- با نشاط و فعال

38) الف- دوست دارم فردی واقع¬گرا و دقیق باشم.
ب- دوست دارم فردی مبتکر و خلاق باشم.

39) الف- به تجزیه و تحلیل موضوعات علاقه دارم.
ب- به فیلم¬ها و بحث¬های عاطفی که به مسائل انسانی می-پردازند، علاقه دارم.

40) الف- معمولا زندگی خود را با توجه به اوضاع و احوالی که پیش می آید، تنظیم و اداره می¬کنم.
ب- معمولا کارهایی را که مایل به انجام آن هستم یادداشت کرده یا حداقل به طور مرتب به خاطر می¬سپارم.

41) الف- کم حرف
ب- خوش صحبت

42) الف- عینیت
ب- ذهنیت

43) الف- دوست دارم فردی باشم متفکر، که عاقلانه رفتار می¬کند.
ب- دوست دارم فردی باشم عاطفی، که با احساسات انسانی رفتار می¬کند.

44) الف- بعضی افراد مرا آدمی بی¬نظم و دارای زندگی شلوغ می¬دانند.
ب- بعضی افراد مرا آدمی متوقع و غیر قابل انعطاف می¬دانند.

45) الف- پس از مکث و تامل کافی، نسبت به بحث یا سوالات مطرح شده اظهار نظر می¬کنم.
ب- در هر لحظه که فرصت شد سوالات را مطرح یا نظر خود را اعلام می¬کنم.

46) الف- ثبات و استحکام
ب- تغییر و انعطاف

47) الف- بیشتر از نتیجه گیری¬های منطقی و استدلال استفاده می¬کنم.
ب- بیشتر بر اساس عواطف و عقاید شخصی نسبت به زندگی یا افراد عمل می¬کنم.

48) الف- هر وقت که مناسب بود و فرصت دست داد نسبت به انجام کارها آزادانه و بدون فشار اقدام می¬کنم.
ب- این مهم است که از قبل بدانم چه کاری یا چه چیزی از من انتظار دارند تا به انجام آنها بپردازم.

49) الف- ترجیح می¬دهم در جمع افراد توسط فرد دیگری معرفی شوم.
ب- معمولا در جمع افراد دیگران را به یکدیگر معرفی می¬کنم.

50) الف- تلاش می¬کنم با رعایت ترتیب مراحل پیش بینی شده کارها را انجام دهم.
ب- هنگام انجام دادن کارها از قسمت¬های بی اهمیت آن صرف¬نظر کنم.

51) الف- نسبت به هر گروه یا افراد سازمانی که با آنها کار می¬کنم، بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق اوضاع و اطلاعات موجود اظهار نظر می¬کنم.
ب- نسبت به هر گروه یا افراد سازمانی که با آنها کار می¬کنم، بر اساس درک نیازهایشان عواطف انسانی و خود را به جای آنها گذاشتن اظهار نظر می¬کنم.

52) الف- معمولا بدون فوت وقت یک کار یا پروژه را شروع و به هر قسمتی از آن که ممکن باشد زودتر می-پردازم.
ب- معمولا در انجام کارها آنها را به اجزای مشخص تقسیم کرده و سپس به ترتیب به انجام بخش¬های مشخص شده می¬پردازم.

53) الف- به کارهای فردی (یا حداکثر با یکی دو نفر دیگر) علاقه¬مندم.
ب- به کارهای گروهی علاقه¬مندم.

54) الف- یکی از اشکالات اساسی زندگی من، یکنواختی و چسبیدن به برنامه و کار مشخص بوده است.
ب- یکی از اشکالات اساسی زندگی من از شاخه¬ای به شاخه-ای ديگر پریدن و داشتن برنامه¬های متعدد بوده است.

55) الف- قاطع بودن
ب- ملایم بودن

56) الف- علاقه¬مندم جلسات و گردهمایی¬ها هنگامی شروع شود که همگی افراد حضور و آمادگی لازم را داشته و احساس راحتی کنند.
ب- علاقه¬مندم که جلسات راس ساعت مقرر شروع شود و روی وقت شناسی تاکید دارم.

57) الف- از نظر دیگران ممکن است فردی منزوی و گوشه-گیر به نظر برسم.
ب- از نظر دیگران ممکن است فردی پرحرف و سطحی به نظر برسم.

58) الف- کارها را با نظم و ترتیب و مرحله به مرحله انجام می¬دهم.
ب- قسمت¬های مهم و جالب کار را زودتر انجام می¬دهم.

59) الف- اصول و حق
ب- گذشت و مهربانی

60) الف- مقید بودن به برنامه¬ای که از قبل مشخص شده باشد برای من جالب نیست.
ب- از انجام دادن کارهایی که از قبل مشخص شده باشد، احساس رضایت دارم.