املای
خط فارسی در مواردی میان نویسندگان اختلافی است و بسیاری سعی کرده اند با
نوشتن شیوه نامه هایی این مشکل را بر طرف کنند که از آن جمله فرهنگستان
زبان و ادب فارسی است

1 – موارد اختلافی در رسم الخط

درباره
ی شیوه ی نوشتن برخی از حروف و کلمات اختلاف نظر وجود دارد؛ نظیر همزه،
تنوین، حروف صدادار، فصل (جدانویسی) و وصل (پیوسته نویسی)، و نحوه ی جمع
بستن کلمات.

2 – قواعد کلی رسم الخط

فرهنگستان، قواعدی کلی را برای رسم الخط فارسی یاد کرده است که مهم ترین آنها به این قرار است.

الف- حفظ چهره ی خط فارسی:

نباید رسم الخط فارسی به گونه ای تغییر کند که متون کهن برای نسل کنونی نامأنوس گردد و به آموزش جداگانه ای احتیاج باشد؛

ب- حفظ استقلال خط فارسی:

نباید رسم الخط فارسی را تابع رسم الخط عربی کرد، مگر در نقل متون عربی، مثل آیات و روایات؛

ج- تطابق مکتوب و ملفوظ:

باید تا جایی که در رسم الخط فارسی راه دارد، همان چیزی نوشته شود که خوانده می شود؛

د- فراگیری قاعده:

قواعد املا باید به گونه ای باشد که یا موارد استثنا نداشته باشد و یا اگر داشته باشد، اندک باشد؛

ه- آسان خوانی و آسا ننویسی:

باید رسم الخط به گونه ای باشد که خواندن و نوشتن آسان باشد. 1

به مباحثی مانند: « املا » صاحب نظران در ذیل بحث

-1 روش نگارش حروف؛

-2 پیوسته نویسی و جدانویسی؛

-3 پرهیز از عربی سازی کلمات فارسی،

برای اطلاعات بیشتر ر.ک: محمد جعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح، راهنمای نگارش و ویرایش، ص 78-11

اشتباه

شیوه صحیح

اشتباه

شیوه صحیح

رهرو ام

رهروم

بنابر ین

بنابراین

پاک اند

پاکند

ازو

از او

خوشحال ایم

خوشحالیم

بهاء

بها

هشیار اند

هوشیارند

روئین تن

رویین تن

سخنراندن

سخن راندن

ازین

از این

ستاره گان

ستارگان

آئین

آیین

حضرتعالی

حضرت عالی

گوئیم

گوییم

دست فروش

دستفروش

روئیدن

روییدن

پیش آهنگ

پیشاهنگ

درو

در او

بزرگداشتن

بزرگ داشتن

پائیز

پاییز

نگهداشتن

نگه داشتن

نمائیم

نماییم

اطاق

اتاق

زحمۀ

زحمت

باطری

باتری

نظاره گان

نظارگان

طوس

توس

حامله گی

حاملگی

طهمورث

تهمورث

برده گی

بردگی

اطر

اتر

خشمگینتر

خشمگین تر

طپانچه

تپانچه

سورمه ایتر

سورمه ای تر

طهران

تهران

شورایعالی

شورای عالی

غلطیدن

غلتیدن

آئیننامه

آئین نامه

امپراطور

امپراتور

خوشایند

خوش آیند

بلیط

بلیت

دل آویز

دلاویز

طپش

تپش

تناسان

تن آسان

طهماسب

تهماسب

دلدادن

دل دادن

به نیرو

بنیرو

باستانشناسی

باستان شناسی

به کلی

بکلی

نخبه گان

نخبگان

به سزار

بسزا

غلطتر

غلط تر

روبه رو

روبرو

چوببری

چوب بری

خود به خود

خودبخود

خوش آمدگویی

خوشامدگویی

رو به راه

روبراه

هم آورد

همآورد

بی نوا

بینوا

بدست

به دست

هیچکس

هیچ کس

بکار بردن

به کار بردن

هیچگاه

هیچ گاه

به عمد

بعمد

آنکه

آن که

بجا آوردن

به جا آوردن

چنان چه

چنانچه

بی چاره

بیچاره

هیچوقت

هیچ وقت

به هوش

بهوش

اینجانب

این جانب

به ویژه

بویژه

بهیچ وجه

به هیچ وجه

به طوری

بطوری

اینکه

این که

تن به تن

تن بتن

وجوهات

وجوه

سر به هوا

سربهوا

کتب

کتاب ها

بوجود

به وجود

یکصدم

یک صدم

بی افزود

بیفزود

احوالات

احوال

بیدرنگ

بی درنگ

علما

عالمان

شئونات

شئون

قلل

قله ها

خریت

خری

وقتیکه

وقتی که

زوار

زائران

چه قدر

چقدر

پنجشنبه

پنج شنبه

یک جا

یکجا

یک دست

یکدست

میوه جات

میوه ها

یک رنگی

یکرنگی

جواهرات

جواهر

کوچک تر

کوچکتر

 

 

نذورات

نذور