اصول گرداوری آمارهای نیروی کار در ایران

اصول گرداوری آمارهای نیروی کار در ایران

صفورا عباسی

معاون دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز آمار ایران

 

منبع: دوماه نامه آمار، شماره دوم، آبان ۱۳۹۲ ص ۱۰ – ۱۵

 

گرداوری اطلاعات از جمعیت فعال اقتصادی، پایه ی اطلاعاتی برای میزان و ساختار نیروی کار کشور فراهم می آورد. سازمان بین المللی کار گرداوری این اطلاعات را از طریق آمارگیری های خانواری حائز اهمیت می داند و برای ایجاد قابلیت مقایسه ی بین المللی داده ها، اصول و استانداردهایی را پایه گذاری کرده و توصیه نموده است که کشورها در گرداوری اطلاعات از این اصول و استانداردها پیروی کنند. شاخص های نیروی کار در ایران از طریق اجرای طرح آمارگیری نیروی کار به دست می آید که این آمارگیری بر اساس آخرین استانداردهای سازمان بین المللی کار طراحی شده است. پس از سیزدهمین کنفرانس بین المللی، متخصصین آمار کار در سال ١٩٨٢ به منظور راهنمایی کشورها در خصوص مفاهیم و روش های آمارگیری نیروی کار، توسعه ی برنامه های ملی آماری کشورها و تسهیل مقایسه ی آمارهای نیروی کار در سطح بین المللی، توصیه های سازمان بین المللی کار در مجموعه ای با عنوان “آمارگیری جمعیت  فعال اقتصادی، بیکاری و اشتغال ناقص” توسط این سازمان گرداوری شده است.

برای سنجش جمعیت فعال اقتصادی در آمارگیری ها، استانداردهای بین المللی سه اصل را مورد توجه قرار

می دهند، نخست این که تعیین شود چه جامعه ای باید آمارگیری شود، دوم این که فعالیت های اقتصادی و غیر اقتصادی تعریف و تعیین شوند و سوم این که دوره ی زمانی، مقدار فعالیت اقتصادی و اولویت وضع فعالیت برای اجرای این دو اصل مشخص شود.

جامعه ی هدف برای سنجش جمعیت فعال اقتصادی بر اساس توصیه های بین المللی در آمارگیری های ادواری باید نوع جمعیت مورد پوشش مانند جمعیت شهری، روستایی، مؤسسه ای و غیر ساکن تعیین شود. همچنین توصیه شده در طرح های آمارگیری، حداقل سن افرادی که وضع فعالیت آن ها مورد سنجش قرار می گیرد، مشخص شود ولی در مورد تعیین حداکثر سن توصیه ای نشده است. در سرشماری های اخیر، کل جمعیت کشور در چهار گروه زیر تقسیم بندی شده اند:

خانوارهای معمولی ساکن (که اعضای آن ها اغلب دارای رابطه ی خویشاوندی با یکدیگر هستند)،

خانوارهای معمولی غیر ساکن (مانند خانوارهایی که در زمان سرشماری در کوچ به سر می برند)،

خانوارهای گروهی (مانند دو یا چند دانشجویی که با هم در یک واحد مسکونی زندگی می کنند)،

خانوارهای مؤسسه ای (مانند افراد ساکن در پادگان ها و پاسگاه های نظامی و انتظامی).

در آمارگیری های نمونه ای خانواری، به طور معمول خانوارهای معمولی ساکن و خانوارهای گروهی مورد پوشش قرار می گیرند و خانوارهای معمولی غیر ساکن (به دلیل نداشتن اقامتگاه ثابت و چارچوب نمونه گیری مشخص)

خانوارهای مؤسسه ای (به دلیل داشتن شرایط و چارچوبی خاص در طرح های آمارگیری) مورد پوشش قرار نمی گیرند. در آمارگیری نیروی کار ایران نیز، این دو گروه مورد پوشش قرار نمی گیرند و جامعه ی هدف آمارگیری  جمعیت خانوارهای معمولی ساکن و گروهی کل کشور است. محدوده ی سنی تعیین شده برای سن » بررسی وضع فعالیت اقتصادی را می نامند. در آمارگیری نیروی کار « کار ایران ١٠ سال به عنوان حداقل سن کار در نظر گرفته شده اما حداکثر سن برای سنجش وضع فعالیت تعیین نشده است.

دامنه ی فعالیت اقتصادی

مفهوم و مرز فعالیت های اقتصادی، برای تفسیر و تحلیل نتایج آمارگیری های نیروی کار اهمیت اساسی دارد. در این آمارگیری ها باید مشخص شود چه فعالیت هایی، اقتصادی و چه افرادی شاغل هستند. مرز بین فعالیت های اقتصادی و غیر اقتصادی امری قراردادی است. متخصصین آمار کار با توجه به رابطه ی تنگاتنگ تولید و

اشتغال و شاخص های اقتصادی حاصل از این دو، مفهوم فعالیت اقتصادی را برای سنجش جمعیت فعال بر اساس تولید کالا و خدمات در سیستم بنا نهاده اند. (SNA) حساب های ملی بر اساس سیستم حساب های ملی سال ١٩٩٣ هر گونه تولید کالا، فعالیت اقتصادی و در نتیجه اشتغال محسوب می شود. در مورد خدمات، فقط خدمات عرضه شده به بازار، فعالیت اقتصادی به حساب می آید.

از آنجا که داده های حساب های ملی در ایران مبتنی بر تعاریف، مفاهیم، روش های محاسباتی و طبقه بندی های پیشنهادشده توسط سازمان ملل در سیستم حساب های ملی سال ١٩٩٣ و اصول تجدیدنظرشده ی آن است، در طرح آمارگیری نیروی کار ایران نیز، فعالیت اقتصادی، مطابق با تعریف این سیستم تعیین و اشتغال افراد بر اساس همان تعریف فعالیت اقتصادی و با سنجیده « کار » استفاده از واژه ی کلیدی می شود. بر اساس این تعریف، کار، آن دسته از فعالیت های اقتصادی فکری یا بدنی است که به منظور کسب درامد نقدی یا غیر نقدی صورت می گیرد و هدف آن تولید کالا یا ارائه ی خدمت است. تعریف کار، تعریفی کلی است و تنها مصادیق مشخص اشتغال را پوشش می دهد. بنا بر این بر اساس توصیه های بین المللی، مصادیق جداگانه ای برای پوشش کامل فعالیت های اقتصادی و تمایز آن از فعالیت های غیر اقتصادی در طراحی پرسشنامه و راهنمای آمارگیری به کار گرفته شده است تا در گرداوری اطلاعات اشتغال مطابق با تعریف آن دقت لازم به عمل آید. مصادیقی از فعالیت های اقتصادی که ممکن است به اشتباه از دیدگاه پاسخگو کار محسوب نشوند عبارتند از:

فعالیت های کشاورزی مانند زراعت،  باغداری، دامداری، ماهیگیری و پرورش طیور، فعالیت افرادی که در حال خدمت وظیفه هستند، فعالیت افرادی که به منظور کسب درامد، در محل سکونت، کارهای خدماتی یا تولیدی نظیر قالی بافی، خیاطی، آرایشگری، تایپ، تدریس خصوصی، تعمیر وسایل برقی و نگهداری از کودک یا فرد سالخورده انجام می دهند، فعالیت افراد بدون دریافت مزد، در کسب و کار یکی از اعضای خانوار خود، که با وی نسبت خویشاوندی دارند (کارکنان فامیلی بدون مزد) در کارهایی مانند کشاورزی، دامداری، مغازه داری و قالی بافی، فعالیت افرادی که برای مصرف خانوار خود کالاهایی نظیر قالی، گلیم، حصیر و لباس تولید می کنند، فعالیت افرادی که خودشان برای خود خانه می سازند یا تعمیرات اساسی در واحد مسکونی خود انجام می دهند،

فعالیت افرادی که به عنوان کارآموز، در محل فعالیت اقتصادی مشغول به کار هستند و به طور مستقیم در

تولید کالا یا خدمات سهیم هستند، حتی فعالیت افراد بدون دریافت مزد و حقوق.

فعالیت های زیر کار محسوب نمی شود:

فعالیت های بدون مزد در خانه برای سایر اعضای خانوار مانند پخت و پز، وظایف خانه داری و پرستاری از

فرزندان، خدمات اجتماعی و داوطلبانه بدون مزد مانند کار داوطلبانه در مؤسسات خیریه یا بسیج کار، تعمیرات جزئی واحد مسکونی خانوار و تعمیر لوازم منزل توسط اعضای خانوار، سرمایه گذاری در فعالیت های اقتصادی بدون مشارکت در مدیریت یا عملیات واقعی آنان مانند دارا بودن سهام.

مصادیق فعالیت اقتصادی نشان می دهد، اشتغال افراد برخلاف دیدگاه های اجتماعی مطابق با مقولات اقتصادی تعریف می شود و جمعیت شاغل به طور عمده نشان دهنده ی تقاضا برای تولید اقتصادی در کشور است و به

تنهایی نشان دهنده ی وضعیت رفاه جامعه نیست. به طوری که، میزان درامد، داشتن یا نداشتن محل کار جداگانه، تولید برای خودمصرفی یا فروش و در برخی موارد دریافت یا عدم دریافت مزد و حقوق و بسیاری ملاک های دیگر در شاغل قلمداد کردن افراد نقشی ندارد.

 

چارچوب سنجش

افراد در دوره های زمانی مختلف، از نظر فعالیت اقتصادی، وضعیت های مختلفی دارند. وضع فعالیت افراد باید در یک مقطع زمانی معین، سنجیده شود. به طور مثال دانشجویان و دانش آموزان ممکن است در فصل تعطیلات به فعالیت های اقتصادی بپردازند ولی در سایر فصول جزء جمعیت غیر فعال و مشغول به تحصیل باشند، بنا بر این به دلیل تغییر وضعیت افراد باید مشخص شود وضع فعالیت فرد در چه دوره ی زمانی مورد

سنجش قرار گرفته است.

به دوره ی زمانی تعیین شده برای سنجش فعالیت اقتصادی افراد دوره ی پایه یا دوره ی مرجع گفته می شود. دوره ی پایه بسته به روش سنجش جمعیت فعال اقتصادی کوتاه مدت یا بلندمدت است. استفاده از دوره پایه کوتاه مدت منجر به تعیین جمعیت فعال جاری و استفاده از دوره ی پایه ی بلندمدت منجر لا فعال می شود.  به تعیین جمعیت معمول استفاده از دوره ی زمانی کوتاه مدت، تصویر بسته تری از وضع فعالیت نشان می دهد. استفاده از مقطع زمانی بلندمدت با پوشش تغییرات فعالیت اقتصادی، تصویر وسیع تری از وضع فعالیت ارائه می کند اما موجب طولانی شدن پرسشنامه و مشکلات اجرایی می شود و با ایجاد خطای یادآوری پاسخگو بر نتایج طرح تأثیر نامطلوبی دارد. با توجه به این موضوع و همچنین نیاز فصلی کاربران، طرح آمارگیری نیروی کار در ایران بر اساس روش سنجش جمعیت فعال جاری و با بررسی وضع فعالیت افراد در یک دوره ی کوتاه مدت یک هفته ای طراحی شده است. در هر فصل اجرای این طرح، ماه میانی به عنوان نماینده ی فصل در نظر گرفته شده و یک هفته ی تقویمی ثابت به عنوان دوره ی پایه برای خانوار تعیین می شود. با توجه به اندازه ی نمونه های هر فصل و امکانات اجرایی، در هر ماه طی دو هفته از خانوارهای نمونه ی طرح آمارگیری می شود. بنا بر این برای بخشی از نمونه ها دومین هفته ی تقویمی ماه و برای بخش دیگر از نمونه ها سومین هفته ی تقویمی ماه به عنوان دوره ی پایه تعیین می شود و در حین آمارگیری از خانوار سؤالات مربوط به تعیین وضع فعالیت افراد در هفته ی گذشته (دوره ی پایه) پرسیده می شود.

آمارگیری از خانوارهای نمونه در دو هفته و سنجش فعالیت افراد در سن کار در طول دو هفته باعث می شود تصویر جامع تری از نیروی کار فصل به دست آید. برای ثبت وضع فعالیت فرد، علاوهبر این که دوره ی پایه باید مشخص شود چگونگی برخورد با افرادی که در دوره ی پایه وضعیت های مختلفی دارند نیز باید تعیین شود. استانداردهای بین المللی برای تعیین وضعیت افراد در دوره ی پایه اصل اولویت را توصیه نموده است. طبق

این اصل اشتغال نسبت به بیکاری و بیکاری نسبت به غیر فعال بودن (غیر فعال اقتصادی) دارای اولویت است.

بدین ترتیب، فردی که هم شاغل و هم جویای کار است، در طبقه شاغل قرار می گیرد، در حالی که محصلی که هم در مدرسه حضور دارد و هم جویای کار است به عنوان بیکار تلقی می شود. بنا بر این یکی از قواعد مهم اصل اولویت، این است که همواره اشتغال نسبت به سایر فعالیت ها دارای اولویت است. در آمارگیری نیروی کار ایران این اصل لحاظ شده و برای سنجش وضع فعالیت افراد ١٠ ساله و بیشتر پرسشنامه ای جداگانه با عنوان پرسشنامه ی فردی طراحی شده است.

این پرسشنامه به گونه ای تنظیم شده است که از تمام افراد در سن کار ( ١٠ ساله و بیش تر) صرف نظر از وضع فعالیت معمول آن ها ابتدا در مورد داشتن فعالیت اقتصادی (مطابق با تعریف فعالیت اقتصادی و مصادیق آن) در

هفته ی مرجع پرسیده می شود، افرادی که بر اساس پاسخ این سؤالات، دارای فعالیت اقتصادی تشخیص داده شوند جدا شده و از سایر افراد که دارای فعالیت اقتصادی نبوده اند ابتدا معیارهای بیکاری پرسیده می شود.

افرادی که بر اساس پاسخ به این سؤالات بیکار تشخیص داده می شوند جدا و جمعیت باقیمانده تحت عنوان

جمعیت غیرفعال، طبقه بندی می شوند.

علاوه بر لزوم تعیین دوره ی پایه و تعیین اصل اولویت، باید در طراحی آمارگیری تعیین شود که یک فرد با

انجام چه مقدار کار شاغل به حساب می آید. سیزدهمین کنفرانس بی نالمللی متخصصین آمار کار در اکتبر ١٩٨٢ معیار یک ساعت کار را به عنوان حداقل کار تصویب کرده و برای انجام مقایسه های بین المللی بر آن تأکید کرده است. با توجه به این که کشورهای مختلف در نگاه اول برای پذیرش این تعریف دچار ابهاماتی شده اند دلایلی در این خصوص مطرح شده است:

هر فعالیتی که در سیستم در (SNA) حساب های ملی محدود هی تولید قرار م یگیرد، در سنجش اشتغال نیز ب هعنوان کار محسوب می شود. از آنجا که ارزش افزود هی کمترین مقدار فعالیت اقتصادی در سیستم حساب های ملی منظور می شود باید کمترین زمان صرف شده برای ایجاد ارزش افزوده نیز در آمارهای اشتغال منظور شود تا رابطه ی تولید و اشتغال حفظ شود و شاخص های حاصل از آن دو، مانند بهره وری از دقت لازم برخوردار باشد. بنا بر این، تعیین این معیار برای به دست آوردن کل فعالیت هایی است که منجر به تولید شده اند.

دلیل دیگر پیشنهاد این معیار، تعریف بیکاری است. بر اساس تعریف، بیکاری به معنی فقدان کلی کار است و افزایش معیار حداقل یک ساعت کار در تعریف اشتغال، تعریف بیکاری را نیز تحت تأثیر قرار می دهد و مفهوم آن را تغییر می دهد. زمانی که یکی از ملاک های بیکار به حساب آمدن فردی، نداشتن فعالیت اقتصادی در دوره ی پایه است، در صورتی که ملاک یک ساعت کار افزایش یابد و به طور مثال ٨ ساعت کار ملاک اشتغال

قرار گیرد، افرادی که در دوره ی پایه کمتر از ٨ ساعت کار کرده اند نه براساس تعریف اشتغال، شاغل محسوب می شوند و نه بر اساس تعریف بیکاری، بیکار به شمار می آیند.

نکته ی قابل توجه در این زمینه این است که برای تعریف اشتغال در دوره ی پایه ناگزیر باید معیاری لحاظ شود. معیار یک ساعت کار که با دلایل اقتصادی و منطقی از جانب متخصصین آمارهای کار پیشنهاد و توصیه شده است، برای ایجاد قابلیت مقایسه پذیری بین المللی شاخص های نیروی کار است و کشورها باید از این معیار تبعیت کنند. حال در صورتی که این ملاک پذیرفته نشود، انتخاب هر ملاک دیگری سلیقه ای خواهد بود و منجر به ناهماهنگی بین آمار کشورها خواهد شد. در حال حاضر اکثر کشورها در آمارگیری های نیروی کار

خود از معیار یک ساعت کار استفاده می کنند. گفتنی است متخصصین آمار کار برای ایجاد امکان تحلیل های

مناسب آمار اشتغال، پرسش تعداد ساعت کار شاغلان و اندازه گیری اشتغال ناقص را پیشنهاد کرده اند.

در طرح آمارگیری نیروی کار ایران مطابق با استانداردهای بین المللی یک ساعت کار به عنوان ملاک اشتغال لحاظ شده و در کنار آن تعداد ساعت کار شاغلان و اشتغال ناقص نیز مورد سنجش قرار گرفته است.

اشتغال

با توجه به اصول بالا در طرح آمارگیری نیروی کار ایران، تمام افراد ١٠ ساله و بیشتر که در طول هفته ی مرجع، مطابق با تعریف فعالیت اقتصادی و مصادیق آن، حداقل یک ساعت کار کرده اند یا بنا به دلایلی به طور موقت سرکار نرفته اند (غایب موقت از کار) شاغل محسوب می شوند. افراد غایب موقت از کار کسانی هستند که در طول دوره پایه به دلایلی مانند مرخصی، بیماری، تعطیلی، استراحت، مرخصی زایمان، کاهش موقت فعالیت و کمبود مواد اولیه یا سوخت در سرکار حاضر نبوده اند.

بر اساس تعریف بین المللی اشتغال، فردی که حداقل یک ساعت در طول دوره ی پایه دارای فعالیت اقتصادی

باشد شاغل است. برای انجام تحلیل های مناسب در زمینه ی اشتغال، مفهوم اشتغال ناقص از سوی متخصصین آمار کار مطرح شده است. اشتغال ناقص منعکس کننده استفاده ناقص از ظرفیت بهره دهی جمعیت شاغل است که می تواند ناشی از سیستم اقتصاد ملی باشد. افراد دارای اشتغال ناقص آشکار شامل تمام شاغلینی (مزدبگیر یا

خوداشتغال) هستند که در دوره ی پایه حاضر در سرکار یا غایب از محل کار بوده، به اجبار کمتر از ساعات تعارف در آن فعالیت، کار کرده و در جستجو یا آماده برای انجام کار اضافی در دوره ی پایه ی مورد نظر هستند.  علاوه بر سنجش جمعیت دارای اشتغال ناقص آشکار، سنجش مقدار اشتغال ناقص نیز  توصیه شده است که برابر است با مجموع زمان هایی که افراد دارای اشتغال ناقص آشکار، برای اشتغال اضافی آمادگی دارند.

بر اساس توصیه های بین المللی در کنار استفاده از معیار حداقل یک ساعت کار، در طرح آمارگیری نیروی کار،

اشتغال ناقص آشکار (زمانی) و مقدار اشتغال ناقص نیز سنجیده می شود. پرسشنامه ی فردی آمارگیری نیروی کار به گونه ای طراحی شده است که از افرادی که بر اساس تعریف فعالیت اقتصادی و مصادیق آن، شاغل شناخته می شوند

معیارهای اشتغال ناقص، شامل ساعت کار واقعی، ساعت کار معمول، علت کار کمتر از معمول برای تعیین اختیاری یا اقتصادی بودن آن، تمایل و آمادگی برای افزایش ساعت کار، و مقدار اشتغال ناقص با معیار تعداد ساعت کار مورد نظر در هفته پرسیده می شود.

بیکاری

طبق تعریف استاندارد بین المللی، بیکار به تمام افرادی اطلاق می شود که دارای حداقل سن تعیین شده برای سنجش جمعیت فعال اقتصادی بوده و در طول دوره ی پایه

١) فاقد کار باشند،

٢) آماده برای کار باشند (یعنی در دوره زمانی مشخص شده برای اشتغال آماده باشند) و

٣) جویای کار باشند (یعنی اقدامات مشخصی را به منظور جستجوی اشتغال مزدبگیری یا خوداشتغالی به

عمل آورده باشند).

ضابطه ی جستجوی کار

جستجوی کار باید جستجوی فعال بوده و نمود عینی داشته باشد تا این معیار تحقق یابد. برای قضاوت صحیح در مورد این که معیار جستجوی کار تحقق یافته یا خیر باید یکی از فعالیت های جستجوی کار نظیر ثبت

نام در یک مرکز کاریابی، درخواست کار از کارفرما یا سرزدن به کارگا هها توسط فرد انجام شده باشد.

ضابطه ی آماده بودن برای کار

این ضابطه به این مفهوم است که در صورت وجود یک فرصت اشتغال، فرد آماده به کار و قادر به انجام آن

باشد. با این ضابطه، افرادی که به طور فعال در جستجوی کار هستند تا آن را در آینده آغاز کنند یا به دلایلی از قبیل مشکلات خانوادگی، بیماری، تحصیل و … در حال حاضر آماد هی انجام کار نیستند و درصدی از کل جویندگان فعال کار را تشکیل می دهند، از جامعه ی بیکاران خارج م یشوند.

بر اساس استانداردهای بین المللی در طرح آمارگیری نیروی کار، افرادی بیکار محسوب می شوند که در هفته ی

مرجع، فعالیت اقتصادی نداشته باشند، در هفته ی مرجع و سه هفته قبل از آن در جستجوی کار باشند و طی هفته ی مرجع تا یک هفته پس از آن برای شروع کار آماده باشند. همچنین افرادی که به دلیل این که برای آن ها کاری مهیا شده و قرار است در آینده کاری را آغاز کنند و دیگر در جستجوی کار نیستند ولی آماده برای کار هستند نیز بیکار محسوب می شوند. در این طرح افرادی که دارای شغلی بوده اند و به دلایلی آن را از دست داده اند ولی باز هم انتظار دارند به همان کار برگردند و به این دلیل در جستجوی شغل دیگری نبوده اند در صورتی که آماده به کار باشند جزء بیکاران به حساب می آیند.

پرسشنامه ی فردی طرح آمارگیری نیروی کار در ایران به گونه ای طراحی شده است که تمام شرط های

افراد بیکار و اقدامات انجام شده برای یافتن یا مهیا کردن کار با سؤالات متعدد بررسی می شود و سپس بر اساس شرایط تعریف، افراد بیکار استخراج می شوند. این روش پرسش بر اساس توصیه های سازمان بین المللی کار در پرسشنامه ی فردی لحاظ شده است و پرسش مستقیم در مورد بیکار بودن فرد مردود شناخته شده است.

نتیجه گیری

تهیه ی آمارهای نیروی کار برای  ارزیابی سیاست های اقتصادی دولت ها امری ضروری است. از آنجا که اهداف

عمده ی گرداوری آمار و اطلاعات جمعیت فعال در آمارگیری نیروی کار، اندازه گیری منابع انسانی برای تولید

اقتصادی است، پایه و اساس تعریف جمعیت شاغل و بیکار که تشکیل دهنده ی جمعیت فعال هستند، بر

اساس مبانی اقتصادی بنا نهاده شده است و این تعاریف ارتباط مستقیم با مبنای محاسبات تولید ناخالص داخلی

دارد و عواملی نظیر درامد و میزان آن، تناسب شغل با تحصیلات یا مهارت های فرد، رضایت فرد از شغل، امنیت شغلی و داشتن یا نداشتن بیمه در تعریف فرد شاغل نقشی ندارد. با توجه به رابطه ی تولید و اشتغال، حداقل یک ساعت کار، مطلوب ترین ملاک برای تعریف اشتغال است که در حال حاضر توسط اکثر کشورها پذیرفته و به کار گرفته می شود.

استفاده از این تعریف قابلیت مقایسه های بین المللی را فراهم می آورد. افرادی که شاغل محسوب نمی شوند

بر اساس تعریف، در گروه بیکاران یا غیر فعالان قرار می گیرند. بر این اساس،

افرادی بیکار محسوب می شوند که اولا در گروه شاغلان نباشند، به این معنی که در هفته ی مرجع فعالیت اقتصادی نداشته باشند یعنی فاقد کار باشند و در هفته ی مرجع یا سه هفته قبل از آن در جستجوی کار باشند، به این معنی که اقدامات مشخصی برای پیداکردن کار انجام داده باشند و همچنین آماده برای کار باشند به طوری که اگر کاری برایشان پیدا شود ظرف دو هفته یعنی هفته ی مرجع و یک هفته بعد از آن آمادگی انجام کار را داشته باشند. بنا بر این صرف ً ا تمایل فرد به داشتن شغل، داشتن تحصیلات دانشگاهی، رسیدن به سن کار و … برای بیکار محسوب شدن وی ملاک نیست، بلکه فرد باید فعالانه در جستجوی کار و آماده برای انجام کار باشد.

با توجه به آنچه گفته شد، داشتن یا نداشتن تحصیلات، تناسب شغل با مدرک تحصیلی، داشتن یا نداشتن بیمه،

تأمین معیشت و درامد مناسب، کار درامدزا، فقط تمایل داشتن به کار و … هیچ یک ملاک تعیین اشتغال یا

بیکاری افراد نیست.

 

مراجع

هوسمانز، رالف؛ مهران، فرهاد؛ ورما، وی جی ( ١٩٨٢ ). آمارگیری جمعیت فعال اقتصادی، اشتغال، بیکاری و اشتغال ناقص. وزارت کار و امور اجتماعی.

هرندی، فاطمه ( ١٣٨٢ ). اشتغال، اشتغال ناقص و بیکاری، مفاهیم و شیوه سنجش. پژوهشکده ی آمار.

هرندی، فاطمه؛ جوادی، مریم؛ عباسی، صفورا؛ یزدانی، افسانه؛ فلاح محسن خانی، زهره؛ شمس، صدیقه؛ نورالهی، طه ( ١٣٨١ ). طرح پیشنهادی برای آمارگیری نیروی کار. پژوهشکده ی آمار.

مرکز آمار ایران ( ١٣٨٨ ). راهنمای مأمور آمارگیری نیروی کار.

مرکز آمار ایران ( ١٣٨٣ ). حساب های ملی ایران (نتایج مقدماتی).

United Nation (2007). Principles and Recommendations for Population and Housing Censuses.

منبع: دوماه نامه آمار، شماره دوم، آبان ۱۳۹۲ ص ۱۰ – ۱۵

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

8 + 1 =